تبلیغات
بیوگرافی

بیوگرافی

بیوگرافی بهرام

بیوگرافی بهرام از زبان خودش
 
متولد : نیمه ی دوم بهار 67 در میدان رسالت تهران البته میگن به قیافمم بیشتر میخوره

در یک خانواده نه چندان مذهبی به دنیا اومدم

پدر یه وانت داشت و باهاش کار میکرد تا بتونه خرج زندگیشو در بیاره
یه خونه ی کوچیک نبش کوچه ای که نصفش خاکی بود بچگیام میرفتم میدون رسالت دعواهای میدون رو میدیدم !
بزرگتر که شدم یکم وضعمون بهتر شد و توی یکی ازمحله های نارمک خونه اجاره کردم پدرم!(خونش یکم بهتر بود) (با یه میدونبزرگ هم همجوار بود)
دبستان راهنمای اونجا بودم .ادمای جالبی اونجا نبودن کم کم منم همرنگ اونا شدم !وقتی همبازی اونا شدم !

یادمه دستمال کاغذی رو لوله می کردیم.دورش بهمقوا می پیچیدیم.بعد لای دستمال کاغذی هم یه لوله کاغذ میذاشتیم و سرش وروشن می کردیم.وقتی می کشیدم خیلی می سوخت ولی دوستام از دودش تحسینم میکردن
بگذریم...
درسم خوب بود جزء بهترینهای مدرسه همه دوسمداشتن مخصوصا معلما ( به خاطر اینکه اوراق بچه ها رو میدادن تا من تصحیحکنم) در حقیقت اینجوری نبود زیر اب کاه نه ولی با سیاست بودم !!!!
شیطتنتهای دوره ی راهنمایم جوری بود که هیچکسازم انتظار نداشت بچه زرنگ مدرسه ؟این کارو بکنه ؟البته غیر از درس نهقیافشو داشتم که همچین کاری رو کرده باشم نه سابقه ای داشتم !
به ظاهر اروم بودم توی کلاس هم میز دوم میشستم !
اوخر دوره ی راهنمای علاقه ی هنریم به سمت رپ تغییر مسیر داد !
البته اون روز فکر نمی کردم یه روز خودم رپ بخونم گوش میدادم و حالشو میبردم !
دوران دبیرستان محله باز عوض شد!!!(سمت مجدیه خونه خریدم با بهتر شدن اوضاع پدر)
از دوران دبیرستان همه چیز تغییر کرد !
اول دبیرستان با دو نفر اشنا شدم که گروهی به اسم گپ داشتن(سال 1380)
کارشون واسم خلی جالب بود اخه تا حالا رپ فارسی نشنیده بودم !
خلاصه :
گروه گپ اهنگاشونو به من دادن تا تمرین کنم بلکه یه روز بتونم باهاشون کار کنم !
علاقه ی عجیب و غریبی داشتم !اینقدر تمرین کردم که بعد از یک ما تونستم اهنگ بخونم !
در اوخر ابان 1380 یه البوم جمع کردم البته جای منتشر نشد !
اسم البوم(واسه الان بخون) بود . از نظر فنی خوب بود ولی از نظر شعر ضعیف بود !(محتوای شعریش شبیه گپ بود)
واسه همینم شروع به ترجمه ی اثار غربی کردم تا بفهمم موضوع رپ چیه . این چیزی نبود که بشه بهم درس داد !
از همون موقع درسم به شدت افت پیدا کرد .و دیگهشیطنت هام هم جوری نبود که بشه با سیاست قایمش کرد.کم کم شد م صدر نشینلیست سیاه مدرسه !
و ته کلاس نشین ها !!!!
ته کلاس دوستای بغل دستیم مسخرم میکردن دلیلشاین بود که سر کلاس هم دس از سر شعر گفتن بر نمیداشتم !!!!!!!هر چند ضعیفولی تمرین باعث شد که .. .البته از قبل اهل نوشتن بودم !!
داستان مینوشتم ! ادبیات قوی داشتم !ولی خب شعر رپ یه چیز دیگس!
کم کم سبک لباس پوشیدن هم تغیر کرد ! شلوارهایی که خشتکش زمین و جارو می کرد و تی شرت هایی که زانوهامو رو می پوشوند!
گروه 5 نفره با این سبک لباس تو مدرسه تشکل دادم !انگشت نما بود ..
دعواهای مدرسه رو خیلی دوس داشتم ! اگه روزی اتفاقی نمی افتاد با اون 4 نفر هم دیگه رو میزدیم !!
روز به روز تو ضمینه ی موسیقی فعالتر میشدم !یه نرم افزار نسبتا حرفه از یکی از دوستم یاد گرفتم
شعرامم بهتر میشد هر روز!! البته که گفتن این حرفا اسونه !
1381 با تمرین وتلاش زیاد شروع به تمرین خوندن کردم !
بدون اهنگ شعر مینوشتم !و تو راه مدرسه یکی از دوستام با دهن اهنگ مید منم شعرامو میخوندم !
تو همین زمان بود که به کلم خورد کار کنم وپولامو جمع کنم !تو یه شرکت طراحی(مال بابای یکی از دوستام بود )-( میدونانقلاب -برج مهستان) شروع به کار شدم هر کاری: ابدارچی منشی گارگری و..بسته های مقوا رو از پایین برج میبردم و بر عکس(اسانسور خراب بود)(شانس من)
داشتم پولامو جمع میکردم که یکی از رفقا ازمقرص خواست منم با کمال میل بهش دادم که هیچ وقت ازش پس نگرفتم !نارو خوردناز رفیق خیلی سخته ولی نا امیدی بد تره !
با همون یه ذره پولی که واسم مونده بود باز شروع به کار کردم !
طی چهار سال تک اهنگای تو خونه با میکرفنمعمولی ظبط کردم بلاخره سال 85 تونستم اولین البوم رسمی به اسم بهرام روبه صورت زیر زمینی منتشر کنم !
بهترین اهنگای این البوم از نظر خودم وبقیه !:
برقص با من" و "تشکر از مادرم"
همچنین در اون زمان در مسابقه فری استایل سایت ایران میکروفون شرکت کردم و تونستم مقام اول رو کسب کنم! با آهنگ "فقر
اکثر شعرامو چه الان چه قبل تو خیابون میگم !
وقتی پیاده میرم ! وقتی دارم قدم میزنم !
تو تاکسی تو اتوبوس ! و خیلی جاهای دیگه!
جاده با من حرف میزنه
بعد البوم اول هم بیکار نشستم !
اواسط 85 البوم دوم کار کردم !
عکس العمل مخاطبا باعث شد تا مستحکم تر کار کنم !
با یه استعداد رو به رو شدم و تصمیم گرفتم اونوبا سبک خودم همرا کنم !من و ولفگان با هم همکار شدیم !!!!تا هم بتونم کمکیبه اون کرده باشم هم البوم دوم رو متنوع تر کار کنم !
البوم دوم منتشر شد ! با نام (فرصت )
آلبوم فرصت با موفقیت آهنگهای "فرصت" ، "اذان" و "من با تو" مواجه شد!
انتقادهای خوبی هم از طرف مخاطبان مطرح شد که در پیشرفت امروزی من بی تاثیر نبودند.
برخورد مخاطبان باعث شد تا تلاشم رو چند برابرکنم ! تا جای که اواخر 85 تونستم سومین البوم خودم رو منتشر کردم اسمالبوم هم درد دل بود
آلبوم درد دل با موفقیت عجیب و غریب آهنگهای "درد دل" ، "بن بست" ،"ایران پاک" و "سلطان رپ" روبرو شد



  • نظرات() 
  • بیوگرافی هیچکس

    هیچ کس یکی از اولین رپ کن های ایران است. او 021 را برای معرفی رپ کن های تهرانی در ١١ سال پیش درست کرد. او از سه رقم کد تلفن شهر تهران برای اسم آن استفاده کرد و آن را تبدیل به یک سمبل برای شهر تهران در رپ کرد. آهنگهای اول هیچ کس به زبان انگلیسی و درباره مشکلات اجتماعی در ایران بود. بعد از آن تصمیم گرفت به زبان فارسی رپ کند زیرا بهتر می توانست احساسات caخود را بیان کند، بعد از خواندن چند آهنگ هیچ کس شروع به تجربه کردن سبک های مختلف در رپ کرد. همانطور که می بینید او هم اکنون در هر آهنگ خود یک نوآوری دارد. او از سازهای ایرانی مانند ستار در بیت آهنگ "تیریپ ما" استفاده کرد و همکاری با ریویل برای تلفیق رپ فارسی با رپ غربی. او همچنین درباره موضوعات مختلفی آهنگ خوانده است، از جمله اتحاد در آهنگ "با هم"، خیانت در "پدرخوانده" و همچنین همکاری با خواننده های مختلفی مانند saman willson ازzedbazi.

     

    هیچ کس همیشه سعی کرده کاری نو برای شنوندگان و طرفداران خود ارائه دهد. در حالی که هیچ وقت پشتوانه مالی نداشته است. به نظر او این بزرگترین مشکل خوانندگان زیرزمینی است، با این حال او هیچ وقت رپ کردن را کنار نگذاشته و همیشه دنبال پیشرفت بوده است

     

    هیچ کس هم اکنون بر روی آهنگهای جدید خود کار می کند که برای سال آینده آماده می شوند



  • نظرات() 
  • بیوگرافی ابلیس

    ABLIS
     
     4 سال است که گروه ۰۵۱ را تشکیل داده وآلبوم زیبایی را با 41
     
    آهنگ رپ بسیار زیبا را به دنیای رپ هدیه داده است.051 ابتدا فقط یک سایت بوده که از اینور اونور رپرها
     
     برای سایت آهنگ براش میفرستادن(با توجه به اینکه سایتهیپ هاپ کم بوده )و اینا هم تو سایت 051
     
    آهنگهارو آپ میکردن . تا اینکه ابلیس در 16 سالگی شروع به خوندن میکنه و با گروه 051 هم شروع
     
     میکنه که کد مشهد هست و ابلیس هم مشهدی هست . تو اونگروه فقط حسین خواننده تک خون بوده
     
     و عضو مهم دیگه گروه سیامک بوده . سیاه سفید هم قرار بوده بیاد که نیومده.و بعدا سیامک به سیاه
     
    سفید پیوسته و بقیه اعضای گروه هم ( آهنگساز و هم خوانها ) میرن سر خونه زندگی خودشون .
     
    ابلیس هم با گروه تهی و تتلو کار میکنه . ( به قول خودش میفته تو اکیپ تهی- تتلو ). اولین آهنگی هم
     
     که با اونا میخونه همین 1001 شب هست .(که منم خیلی دوسش دارم )

    آهنگهای ابلیس عبارت اند از :                             

    انفجار 051                                                     
    سرعت عمل _ Eblis Ft Slim
    ابتکار ما
    دست به دست _ Eblis Ft Slim
    مستر _ Eblis Ft Slim
    ضلعهای زندگی _ Omid Lakers Ft Eblis
    رپ فارس 4 پایست _ Eblis Ft Felakat
    عروسک بی چشم و رو _ Eblis Ft Tataloo
    تو مستی _ Hichkas Ft Eblis Ft Enzo
    نرو _ Roozbe Ft Eblis Ft Tohi
    1001 شب _ Tataloo Ft Tohi Ft Eblis Ft Enzo
    واقعیت _ Pishro Ft Eblis Ft Ali King Ft Tataloo
    دیروز تا امروز _ Pishro Ft Eblis Ft Tighe Ft Tataloo
    توبه _ Pishro Ft Eblis
    رقص اندام 2 _ Tohi Ft Eblis
    5 شنبه شب
    اصل مطلب
    ابلیس برگشت
    غرق شده _ Eblis Ft Dj Amir
    ایران _ Eblis Ft 2afm Ft Tohi
    رفقا _ Eblis Ft Mr Killer
    تو برای من زنده میمونی _ Eblis Ft Reza Ft karkas
    عشق من _ Eblis Ft Reza
    استیل رپ _ Eblis Ft Nergal
    فاز هشت _ Eblis Ft Mobham
    رسم بازی زندگی _ Eblis Ft Mr Killer
    گفتم به تو _ Eblis Ft Siamak
    فساد _ Eblis Ft Tohi
    Eblis Ft Siamak _ You Dont Wanna **** With Me Son
    Eblis Ft Tohi Ft Yar2 _ Daffing
    کتری رو گاز
    عمر من از دست رفتست _ Eblis Ft Felakat
    ماییم بکس خلاف
    گلوله _ Eblis Ft Tohi Ft 2afm 
    جوون ایرانی
    خلیج فارس
    پارتی
    تاریخ 051
    زنده میمونی
    راه سیاه

    که در ۸۰ درصد این آهنگها گروه ۰۵۱ هم هست.

    البته آهنگ اجتماع ما هم به زودی میاد اما فعلا یه نسخش هست که با موبایل ضبط شده .

    وقتی گزارشگر بی بی سی از ابلیس پرسید چرا ابلیس اون 2 دلیل آورد :

    1 - از فیلم ترسناک خوشش میاد .

    2 - ابلیس پشت میکروفن وسوسه های شیطانی رو دوست داره و اگه داف بیارن همونجا ...

    و به تازگی از خبرگزاری اعلام شده که ابلیس به گروه ۰۲۱ پیوسته و از۰۵۱ جدا شده است  وقتی از خود
     
     ابلیس هم پرسیده شده این موضوع را تایید کرده است ... منتظر آهنگ ابلیس و ۰۲۱ با هم باشید...

    راستیییییییییییی . 
     



  • نظرات() 
  • بیوگرافی پیشرو

    رضا ناصری یا همون رضا پیشرو متولد سال 1364 ساکن تهران هست.
    از سال 80 شروع به رپ خواندن می کنه و کارش رو با لقب3Pac شروع می کنه.
    پدر رضا خیلی زود فوت می کنه و رضا اصلا اون رو یادش نمیاد.
    تو ی ۲ سالگیمادر رضا با مردی ازدواج میکنه که پسری که به دنیا میاد
    علی داداش کوچیک رضا و ناتنیشمیشه.

    رضا تا ۱۰ سالگی با مامانش و بابای ناتنیش و علی داداش کوچترش توی هفت
    حوض نارمک زندگی می کردن تا وقتی که بابای ناتنیش به خاطر سرطان خون
    سال ۷۶ از دنیامیره که مامانش مجبور میشه خونه رو بفروشه و به نظام آباد

    منتقل کنه.
    سالبعد به خاطر فوت پدر، رضا ترک تحصیل میکنه و میره تو بازار برایکار.

    سال ۷۹ هم علی به دنبال رضا درسشو ول میکنه و میره کلاس های

    آرایشگری که شاید بتونه به کمک عموش بره دبی آرایشگر بشه.

    رضا سال ۸۰ با کارای زیرزمینیرپ آشنا میشه و کم کم خوشش میاد و
    میره دنبال رپرها . . .

    اول رضا میره سراغ شایان و هژیر که بتونه با کمک اونا آهنگ بخونه که شایان

    و هژیر قبول نمیکنن . . .

    و رضا با ابلیس که تازه اومده بوده تهران آشنا میشه و با اون یه تراک
    با کیفیت خیلی پایین و شعر خیلی ضعیف بیرون میدن .
    سال ۸۱ رضا رپ رو کنار میزاره ودوباره میره سر کار تا سال ۸۲ که دوباره
    سر یه کل کلایی با دوستاش وارد رپ میشه وشروع به کار جدی کردن میکنه.
    سال ۸۳بود که ۶ تا تراک (با آهنگهای که از رپ خون های خارج بود ولی شعرش

    از خودش ) بیرون می ده که فقط بین دوستاش پخش میکنه.

    ( این تراک ها تو خونه با میکروفون عادی ضبط شده بود )
    سال ۸۴ رضاموضوع های بهتری واسه خوندن گیر میاره و شروع به نوشتن

    شعرهای بهتر و قوی تر میکنه . . .

    بعداز چند وقت با بچه های ۰۲۱ آشنا میشه و قاطی اینا میشه
    و چند تا آهنگ با شعرهای بهتر و برای اولین بار توی استودیو میخونه.
    ولی جایی پخشنمیکنه.درست در همون زمان امزیپر و زد بازی

    هم وارد کار شدن

    آخرای سال ۸۴ رضا به فکر کارا و موضوع های نو و اسم جدید میشه

    و اولاسم رضا کینگ رو انتخاب میکنه ولی بعد از چهار هفته

    ولی بعد از ۴هفته که میبینه شعرهایی که نوشته قشنگشده و

    داره یه تغییراتی تو کاراش میده و

    با مشورت سروش هیچکس اسم پیشرو رو انتخابمیکنه.
    (وبقیه میگفتن با کارای ضعیف اسم 3pac رو خراب میکنی)
    تمامفروردین و اردیبهشت سال ۸۵ رو رضا شب تا صبح روی شعر

    و آهنگای جدید و موضوع های بهتر و ظبط کاراش کار میکنه

    و آلبومی ۱۰ تراک به نام واقعیت به بیرون میده که
    توی آلبومشاز هیچکس و تتلو و تهی و ابلیس کمک میگیره.
    قبل از پخش کامل آلبوم به صورتدست به دست با پیشنهاد

    سروش اسم آلبوم به آلبوم ۰۲۱ تغییر میکنه
    و ۱۴ تراکمیشه کهسروش، تیغه و چند نفر دیگه رو واسه کارای

    این آلبوم معرفی میکنه که ۱ تراک از تیغه و ۳ تراک دیگه با حضوررضا و

    دوستاش ( مهدی قاتل - اس بی و .. ) به همراه این آلبومبیرون میاد
    و کامل تو سطح تهران پخش میشه.

    ولی رضااسم آلبوم واقعیت رو از بیننمیبره و
    کارای جدیدشو به نام تراک هایی از اون آلبوم ( واقعیت ) بیرونمیده.
    بعد از مدتی که با تتلو کارای آر اند بی و رپ بیرون دادن که سبک جدیدیبود
    و آهنگهاشون زود پخش شد شروع به دادن آهنگای جدید با همون

    اعضای آلبوم ۱۴ تراک ۰۲۱شد . . .
    که ۱۵ تراک دیگه هم به آلبومش اضافه کرد و آلبومش رو تمام کرد.
    ولی به صورت یکهآلبوم رو بیرون نداد و تک تک آهنگهارو بیرون میداد که
    یکی از دلایل معروفیتش همهمین بود.
    بالاخره تو آبان سال ۸۵ به فکر جمع کردن آلبومی جدید شد که

    به تازگی پخش شده و اسم آلبوم هم با کمک هیچکس

    (جهنمساکت) انتخاب شد.
    آلبوم جدید رضا 7 تراک که داره و اسم تراک هاش :

    پدر (باهمراهی تتلو)، هدیه
    از همتون بیزارم،دیوونه (با همراهی هیچ کس)،

    برای رپ (با همراهی امیر تتلو)،
    برو جلو (با همراهی هیچ کس) و جهنم ساکت



  • نظرات() 
  • بیوگرافی زدبازی

    بالاخره مصاحبه با گروه زدبازی را که خیلی ها ازم تو نظر خصوصی شون خواسته بودند گذاشتم .

    امیدوارم این مصاحبه محبوبیت بچه ها را از اینی که هست بیشتر کنه . برای خوندن این مصاحبه برید

    به ادامه مطلب.

    رپ بچه ها نه تنها خوب روی ریتم می شینه بلکه زبون روزمره شون ( که فحش هم شاملش می شه) نقطه نورانی آهنگهاشونه. برخلاف خیلی ها که زندگی واقعیشون با حرفهاشون فرق می کنه، بین آهنگهای زدبازی و زندگیشون فاصله ای نیست. بچه ها از زندگی حاشیه ای تهران و لندن حرف می زنن ( اوخ اوخ لوشون دادم).

    - من سامان ویلسون ( Wilson ) هستم.
    - مهراد هیدن ( Hidden )
    - سهراب ام-جی ( MJ ) هستم.
    (سیاوش sijal در فرانسه دانشجو هستش و از بچگی با زدبازی رفیق شده و صداش تو آهنگها شنیده می شه ولی موقع این مصاحبه تو اتاق نبود !)

    شما توی لندن درس می خونین؟

    بعضی هامون آره، بعضی هامون نه! کنارش کار هم می کنیم.

    آهنگ های زدبازی رو کجا ضبط کردین؟

    مهراد: آهنگ ها خونه من ضبط شده به جز بعضی از اونها که از موسیقی امینم ( Eminem ) استفاده شده

    چرا اسم های مستعار انتخاب کردین و معنی اونها چیه؟

    سامان (ویلسون): این مسئله از دبیرستان شروع شد. من با یکی از رفیقام به نام ممد ( محمد ) خیلی با هم جور بودیم. اون موهاش و قیافش شبیه بارت سیمپسون ( Bart Simpson ) بود. همه این رو سوژه می کردن و ما هم انقدر با هم جور بودیم که تصمیم گرفتیم دوتایی بشیم "ویلسون" ( به جای سیمپسون )

    جریان "هیدن" چیه؟

    مهراد: جریان خاصی نداره!

    چرا اسم های فارسی انتخاب نکردین!؟ می خواستین ما رو حرص بدین؟ مثلاً جریان "ام-جی" چیه؟

    سهراب: ام-جی مخفف کلمات Master Joint هستش! از اونجایی هم که خیلی ها می دونن من "سلطان دود" هستم این اسم رو انتخاب کردم. اسم ها رو هم خارجی انتخاب کردیم چون خارج از ایران هستیم دیگه!

    شعر آهنگ ها رو خودتون تک تک می نویسین؟

    مهراد: آره. خیلی ها فکر می کنن یک نفر از ما شعرها رو میگه. اما هر کدوم از ما هز قسمتی رو که قراره بخونه، خودش شعرش رو هم میگه.

    ایده آهنگ "خلیج فارس" مال کی بوده؟

    سامان: ایده من بوده. اما دوباره هر کسی شعر قسمت خودش رو گفته.

    مهراد: ما اصولاً برای آهنگ ها اسم نمی ذاریم و اینها اسم هایی هستن که برای خودمون درست کردیم.

    سهراب: این آهنگ ربطی به خلیج فارس نداره. فقط چون من توش میگم "زدبازی یدونست از خزر تا خلیج فارس" بهش می گیم "خلیج فارس". البته منظورم اینه که تو کل ایران ما یدونه ( تک ) هستیم!

    یکی از خصوصیت های رپ ایرانی "رجز خونی" هست. جریان این چیه؟

    سامان: رجز خونی کلاً قسمتی از موسیقی رپه. فرقی هم نداره ایرانی باشه یا خارجی. هر کسی توی این بازی سعی می کنه بگه که بهترینه. ما هم باور داریم که بهترینیم و همیشه اینو میگیم.

    سهراب: رجز خونی اخطاری هست قبل از اینکه اتفاق بدی صورت بگیره. البته می تونه دروغ یا یه دستی هم باشه. ولی مال ما راست بوده!

    مهراد: ما هیچ وقت نقشه نمی کشیم که چی بخونیم. اکثراً "زدبازی" عقیده های خودمونه و حرف هایی هست که خودمون دوست داریم بگیم. از روزی هم که شروع کردیم فقط برای خودمون می خونیم.

    پس چرا آهنگ هاتون رو می ذارین روی اینترنت؟

    سهراب: که بقیه هم گوش کنن!

    مهراد: ما آهنگ رو روی اینترنت نذاشتیم!

    سامان: قرار نبود از اول آهنگی روی اینترنت بره. روزی که این موضوع رو به خود من گفتن کلی تعجب کرده بودم!

    زدبازی" چطور شروع شد؟

    مهراد: اول هر کسی توی برنامه خودش بود. من با سامان، در تهران توی دبیرستان آشنا شدم. اون موقع سامان شروع کرد به زبان فارسی متن آهنگ گفتن و بعد از یه مدت چند تا شعر روی آهنگ های ( ۵۰Cent ) خوندیم که خیلی جالب شد. بعد از یک مدت "زدبازی-۱" رو بیرون دادیم که روی آهنگ های ( D12 ) خونده بودیم. این آلبوم بود که توی اینترنت رفت و کلی دانلود شد.

    سامان: ما اصلاً به خاطر دانلود و این چیزا کار نمی کنیم. چون دوست داریم این کار رو انجام می دیم و دانلود یک نوع آزمایشه تا بفهمیم از آهنگ هامون چقدر استقبال میشه.

    گروه سنی شما چیه؟

    سامان: تازه دارم میشم ۲۱ ساله.

    مهراد: من تازه دارم میشم ۲۲.

    سهراب: من تازه شدم ۲۰ ساله!

    جریان این نسل و گروه سنی شما چیه؟ چون رپ ایرانی توی همین گروه سنی شما به وجود اومد.

    مهراد: سبک اصلی من راک بود و ساز اصلیمم پیانو! ما هر کدوم سبک های خودمون رو داشتیم اما وقتی به هم رسیدیم تصمیم گرفتیم تا این سبک موسیقی رو ادامه بدیم

    معنی "زدبازی" چیه و از کجا ریشه گرفته؟

    سامان: سال اولی که من به انگلستان اومدم زندگی سختی داشتم. اون موقع من بودم و یکی از رفیقام به نام سهراب (البته نه سهراب خودمون!) توی اون یه سال من و سهراب انقدر با هم بودیم که جریان زاخار (به معنی رفیق) پیش اومد. ما هر دفعه حال نداشتیم که این کلمه رو بگیم و به جاش می گفتیم "زد". مثلاً می گفتیم "چطوری زد؟"، "کجایی زد؟" خلاصه "زد بازی" بین من و این رفیقم بود.

    شما اولین گروهی بودین که فحش رو توی آهنگ های رپ ایرانی آوردین. چطور شد که این کار رو کردین؟

    مهراد: فحش جزو فرهنگ موسیقی رپه! وقتی شما با کسی دعوات میشه دیگه بر نمیگردی بگی "بی ادب چرا این کار رو میکنی؟ دیگه دوستت ندارم" !!! اینجوری که نمیشه! فحش یک جور رو راست بودنه. به نظر من همه باید یاد بگیرن که خودشون باشن.

    سهراب: من خودم اینکاره هستم! به نظر من فحش در ایران فقط توی محیط خانواده بده! ولی هر کسی توی محیط مدرسه بره و ببینه، متوجه میشه که فحش مثل نقل و نبات از دهن بچه ها میاد بیرون و کسی براش مهم نیست و دیگه اون زشتی قرن پیش رو هم از دست میده. جدا از فرهنگ رپ غربی، توی فرهنگ خود ما، "ایرج میرزا" توی شعرهاش خیلی حرفهای رکیکی می زد و فحش می داد. پس نشون می ده فحش توی ادبیات ما با وجود اینکه زشته و همه جا نباید به کار برده بشه، وقتی با هنر آمیخته بشه جلوه بهتری پیدا بکنه.

    سامان: رپ اصلاً درباره صحبت عامیانه است. یعنی همون صحبت هایی که تو روز آدم با دوستاش می کنه و فحش یک قسمت از اونه!

    بچه ها در کل چند تا آهنگ با هم ضبط کردین؟

    سامان: دقیق نمی دونم. تقریباً ۱۰ تا آهنگ اومده بیرون. چند تا هم ضبط کردیم که توی اینترنت نیست.


    شما با هم چطور آشنا شدین؟

    سامان: من و مهراد هم کلاسی بودیم. با سهراب هم توی یک مهمونی آشنا شدیم



  • نظرات() 
  • بیوگرافی محسن چاوشی

     

     

     

    نام : محسن

    نام خانوادگی : چاووشی

    متولد : مرداد 1358

    محسن چاووشی در هشتم مرداد ماه 1358 در خرمشهر متولد شد.


    بعد از گذراندن خدمت سربازی و تحصیل به دنیای موسیقی پا گذاشت.


    محسن چاووشی با آلبوم نفرین کار خود را آغاز کرد. او طی سالهای بعد با همکاری دوستان خود

    آلبوم های بعدی خود را با نام های خودکشی ممنوع -لنگه کفش - متاسفم و تعدادی تک آهنگ

     کارهای خود را عرضه کرد.


    او در عرصه سینما هم فعالیت کرد اما در همان مقطع موسیقی که کارهای او


    در فیلمی از داریوش مهرجویی با نام سنتوری اجرا شد.


    هم اکنون او در حال ساخت آلبوم جدید خود می باشد که او را با تجربه ای


    جدیدتر آشنا میکند


    دارای شخصیتی خاص است به کار خود عشق می ورزد.


    محسن چاووشی همیشه هواداران خود را بزرگترین دلگرمی خود دانسته و جایگاه خود را مدیون

    آنها میداند و با کارهای خود همیشه آنها را به حال هوای واقعیشان نزدیک کرده است.



  • نظرات() 
  • بیوگرافی تتلو

    (مشخصات و بیوگرافی)
    __________________________________________

    .نام :حسین

    .فامیل:موسوی

    .ملقب به :تهی

    .متولد 6 بهمن 1364

    .دانشجوی مهندسی کامپیوتر

    .غذای مورد علاقه: قرمه سبزی

    .رنگ مورد علاقه: مشکی و سبز

    حسین تهی که پنج سال پیش کار ترانه سازی و خواندن در سبک رپ را آغاز کرده است، کار خود را نه "تقلیدی" از آنچه که در غرب بدان "موسیقی رپ" می گویند، که بیشتر وسیله ای برای "انرژی" دادن به شنونده از طریق"بیان مشکلات و معضلات مشترک" در زندگی روزمره تلقی می کند. از دیدگاه تهی ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پیش و پا افتاده ترینشان همچون شکست های عشقی تا معضلات جدی تر همچون "فقر و بیکاری" می توانند از طریق ریتم های شاد موسیقی هیپ هاپ، با "اثر گذاری بیشتری" بازگو شوند.

    اما توجه تهی به زندگی امروزی و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهای قدیمی بی توجه نکرده است، دست کم این چیزی است که خود با شوخی و کنایه می گوید. او درباره دلبستگی اش به نوروز باستانی، با همان طنز همیشگی اش گفت: "من با نوروز خیلی صمیمی ام. اصلا دست می اندازم گردنش با هم بیرون می رویم و حال می کنیم."

    عیدی ما از سفره هفت سین به تهی، تخم مرغ رنگی بود. اما او انگار امید دارد که آهنگهایش، هرچند هنوز زیرزمینی هستند و در بازار رسمی و کلان موسیقی جا نگرفته اند، روزی به "مرغ تخم طلا"ی او بدل شوند.

    او با اشاره ای کنایه آمیز به این تخم مرغ رنگی گفت: "امیدوارم سال آینده آنقدر پول داشته باشم که به جای اینکه تخم مرغ رنگی عیدی بگیرم، تخم مرغ طلا عیدی بدهم."


    از او در زمینه فعالیت های هنری اش در سالی که گذشت می پرسم که با رضایت پاسخ می دهد: "واقعا سال خوبی بود. هم از نظر کاری و هم از نظر زندگی خصوصی. گرچه تشخیص اینکه پیشرفت کرده ام یا نه، با مخاطبانم است ولی به نظر خودم پیشرفتم محسوس بوده و چندین کار متفاوت ضبط و منتشر کرده ام."

    ___________________________________________________

    ** {بیوگرافی حسین تهی از زبان خودش} **



    "خودت را معرفی کن:
    من حسین هستم متولد1364 با لقب تهی شروع کردم وبا همین هم تموش میکنم



    ازکی به رپ علاقمند شدی؟
    من ازسال 79 به رپ علاقه شدیدی پیداکردم چون ازسبک و طرزبیان جملات توی
    آهنگایی که سبک رپ دارن خیلی خوشم میومد ودوست داشتم بشتربا این سبک اشناشم

    ازکی شروع کردی به رپ خوندن؟
    اواخر سال81بود که من شروع کردم به رپ کردن اما کارهامومن توخونه وفقط برای خودم میخوندم
    واصلا قصدبیرون دادن وحتی گذاشتن آهنگا روی سایتو نداشتم مثلا ازآهنگای ریکورد شده
    تو خونه تااونجایی یادمه میتونم :ادعای باحالی _ دیس فتال و...... میتونم اسم ببرم که فقط برای
    خودم بود وهیچکدومشون هیچ جا پخش نشد


    چه کسایی رو تورپ فارسی قبول داری؟
    شایان_بکس زدبازی _رضاپیشرو_ابلیس_هیچکس و امزیپرو حمید دیو

    خارجی ها کی؟
    puff dady,b.i.g,2pac,snoop dogg, ۵۰cent,eminem,fat joe


    قصدت ازخوندن آهنگ فساد چی بود؟
    داستانش طولانی ولی مختصر توضیح میدم.من اول قرار بود آهنگ << رسم بازی زندگی >> رو
    باحسین ابلیس بخونم اما به دلایلی نشد و حسین اونوبا کیلر خوند بعداز اون کار من به حسین
    پیشنهاد دادم اهنگ فساد رو باهم بخونیم واونم قبول کرد هدفمون هم این بود که آقاجامعه رو فساد
    برداشته یه تکونی بخورین.با اینکه روش وقت کمی گذاشتیم اما خیلی خدا شد

    در مورد آخرین اهنگت وآلبوم جدیدت برامون توضیح میدی؟
    اخرین آهنگی که روی وب قرار گرفت "الومنم"بود که بافاجعه وکایوت خوندم و
    قبل اونم"دستمال جیبی" که بادرویش ومطلق خوندم

    درموردآلبومم هم فقط میگم که 8تا تراک داره واسمش هم "تی&تی" به معنای تهی&تتلو هستش
    و "کلتکس ریکورد" اسپانسرشه و هیجکدوم ازآهنگاش روی وب نیست درحال حاضر

    خیلی هامیگن توبی تربیت هستی ناراحت نمیشی؟
    نه چون هستم(می خنده) خوب بی تربیتی واقعیته وجزیی ازرپ منم پسر پیغمبر نیستم عزیزم

    آیدیت چیه؟
    من اصولا فقط سالی یکی دوبار آن میشم ولی اینم آیدیم:rap_tohi

    حرف اخرت؟
    اینکه رپرهای جدید هرچی میخونن فقط رپ رو خزز نکنن و چاقالا همه رقاص شن(می خنده) بای...
    ________________________________________________

    آهنگ های تهی عبارتند از :

    این چیه....... Tohi
    سر به هوا (رمیکس) .......... Tohi Ft Ashkan
    ترشیدی .......... Tohi Ft Ashkin (0098) Ft Amir Shahriyar
    سر به هوا .......... Tohi Ft Ashkan
    پیشی .......... Tataloo Ft Tohi
    راست میگن .......... Tohi Ft Shervin
    خانوم خشکله .......... Afshin Ft Tohi
    گیر میدادی .......... Afshin & Amir Ali Ft Tataloo & Tohi
    میشنوم میگی .......... Tataloo Ft Tohi & P.O.M
    زنجیر .......... Tohi Ft Tataloo
    غیر مستقیم .......... Tataloo Ft Tohi & Rezaya & 2afm & Tomeh
    آقا جون (رمیکس) .......... Tohi Ft Ammin
    اینترو .......... Tataloo Ft Tohi
    برو از پیش من 2 .......... Tataloo Ft Tohi & Sharpin & 2afm & Rezaya & Tomeh
    من و اون .......... Tataloo Ft Tohi
    بغض.......... Tohi
    الو منم .......... Tohi Ft Tataloo & Kayot
    آقا جون .......... Tohi Ft Ammin
    دستمال جیبی .......... Tohi Ft Motlagh & Darvish
    بشین کنارم .......... Tohi Ft Tataloo & Shahkar
    گربه نره .......... Tohi Ft Tataloo & Tomeh
    1001 شب .......... Tataloo Ft Eblis & Tohi & & Enzo
    باغ وحش .......... Tataloo Ft Pishro & Felakat & Tohi & Tomeh
    نرو .......... Roozbeh Ft Eblis & Tohi
    برو از پیش من .......... Roozbeh Ft Tataloo & Pishro & Tohi
    بشقاب .......... Tighe Ft Tataloo & Tohi
    پانتومیم .......... Tohi Ft Asir & Emperator
    بگو سلام .......... Pishro Ft Tohi
    رقص اندام 2 .......... Tohi Ft Eblis
    رقص اندام 1 .......... Tohi Ft Pishro
    ایران .......... Eblis Ft 2afm & Tohi
    Eblis Ft Yar2 & Tohi ..........دافینگ
    3 نقطه .......... Tohi Ft Atom & 2afm
    تشکر سرخ پوستی
    فاگور (تبلیغاتی)
    کل بسه
    Tohi Ft Ashkan Doggy .......... Rename
    جنگ .......... Eblis Ft Tohi & 2afm
    فساد .......... Eblis Ft Toh



  • نظرات() 
  • بیوگرافی حسین تهی

    (مشخصات و بیوگرافی)
    __________________________________________

    .نام :حسین

    .فامیل:موسوی

    .ملقب به :تهی

    .متولد 6 بهمن 1364

    .دانشجوی مهندسی کامپیوتر

    .غذای مورد علاقه: قرمه سبزی

    .رنگ مورد علاقه: مشکی و سبز

    حسین تهی که پنج سال پیش کار ترانه سازی و خواندن در سبک رپ را آغاز کرده است، کار خود را نه "تقلیدی" از آنچه که در غرب بدان "موسیقی رپ" می گویند، که بیشتر وسیله ای برای "انرژی" دادن به شنونده از طریق"بیان مشکلات و معضلات مشترک" در زندگی روزمره تلقی می کند. از دیدگاه تهی ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پیش و پا افتاده ترینشان همچون شکست های عشقی تا معضلات جدی تر همچون "فقر و بیکاری" می توانند از طریق ریتم های شاد موسیقی هیپ هاپ، با "اثر گذاری بیشتری" بازگو شوند.

    اما توجه تهی به زندگی امروزی و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهای قدیمی بی توجه نکرده است، دست کم این چیزی است که خود با شوخی و کنایه می گوید. او درباره دلبستگی اش به نوروز باستانی، با همان طنز همیشگی اش گفت: "من با نوروز خیلی صمیمی ام. اصلا دست می اندازم گردنش با هم بیرون می رویم و حال می کنیم."

    عیدی ما از سفره هفت سین به تهی، تخم مرغ رنگی بود. اما او انگار امید دارد که آهنگهایش، هرچند هنوز زیرزمینی هستند و در بازار رسمی و کلان موسیقی جا نگرفته اند، روزی به "مرغ تخم طلا"ی او بدل شوند.

    او با اشاره ای کنایه آمیز به این تخم مرغ رنگی گفت: "امیدوارم سال آینده آنقدر پول داشته باشم که به جای اینکه تخم مرغ رنگی عیدی بگیرم، تخم مرغ طلا عیدی بدهم."


    از او در زمینه فعالیت های هنری اش در سالی که گذشت می پرسم که با رضایت پاسخ می دهد: "واقعا سال خوبی بود. هم از نظر کاری و هم از نظر زندگی خصوصی. گرچه تشخیص اینکه پیشرفت کرده ام یا نه، با مخاطبانم است ولی به نظر خودم پیشرفتم محسوس بوده و چندین کار متفاوت ضبط و منتشر کرده ام."

    ___________________________________________________

    ** {بیوگرافی حسین تهی از زبان خودش} **



    "خودت را معرفی کن:
    من حسین هستم متولد1364 با لقب تهی شروع کردم وبا همین هم تموش میکنم



    ازکی به رپ علاقمند شدی؟
    من ازسال 79 به رپ علاقه شدیدی پیداکردم چون ازسبک و طرزبیان جملات توی
    آهنگایی که سبک رپ دارن خیلی خوشم میومد ودوست داشتم بشتربا این سبک اشناشم

    ازکی شروع کردی به رپ خوندن؟
    اواخر سال81بود که من شروع کردم به رپ کردن اما کارهامومن توخونه وفقط برای خودم میخوندم
    واصلا قصدبیرون دادن وحتی گذاشتن آهنگا روی سایتو نداشتم مثلا ازآهنگای ریکورد شده
    تو خونه تااونجایی یادمه میتونم :ادعای باحالی _ دیس فتال و...... میتونم اسم ببرم که فقط برای
    خودم بود وهیچکدومشون هیچ جا پخش نشد


    چه کسایی رو تورپ فارسی قبول داری؟
    شایان_بکس زدبازی _رضاپیشرو_ابلیس_هیچکس و امزیپرو حمید دیو

    خارجی ها کی؟
    puff dady,b.i.g,2pac,snoop dogg, ۵۰cent,eminem,fat joe


    قصدت ازخوندن آهنگ فساد چی بود؟
    داستانش طولانی ولی مختصر توضیح میدم.من اول قرار بود آهنگ << رسم بازی زندگی >> رو
    باحسین ابلیس بخونم اما به دلایلی نشد و حسین اونوبا کیلر خوند بعداز اون کار من به حسین
    پیشنهاد دادم اهنگ فساد رو باهم بخونیم واونم قبول کرد هدفمون هم این بود که آقاجامعه رو فساد
    برداشته یه تکونی بخورین.با اینکه روش وقت کمی گذاشتیم اما خیلی خدا شد

    در مورد آخرین اهنگت وآلبوم جدیدت برامون توضیح میدی؟
    اخرین آهنگی که روی وب قرار گرفت "الومنم"بود که بافاجعه وکایوت خوندم و
    قبل اونم"دستمال جیبی" که بادرویش ومطلق خوندم

    درموردآلبومم هم فقط میگم که 8تا تراک داره واسمش هم "تی&تی" به معنای تهی&تتلو هستش
    و "کلتکس ریکورد" اسپانسرشه و هیجکدوم ازآهنگاش روی وب نیست درحال حاضر

    خیلی هامیگن توبی تربیت هستی ناراحت نمیشی؟
    نه چون هستم(می خنده) خوب بی تربیتی واقعیته وجزیی ازرپ منم پسر پیغمبر نیستم عزیزم

    آیدیت چیه؟
    من اصولا فقط سالی یکی دوبار آن میشم ولی اینم آیدیم:rap_tohi

    حرف اخرت؟
    اینکه رپرهای جدید هرچی میخونن فقط رپ رو خزز نکنن و چاقالا همه رقاص شن(می خنده) بای...
    ________________________________________________

    آهنگ های تهی عبارتند از :

    این چیه....... Tohi
    سر به هوا (رمیکس) .......... Tohi Ft Ashkan
    ترشیدی .......... Tohi Ft Ashkin (0098) Ft Amir Shahriyar
    سر به هوا .......... Tohi Ft Ashkan
    پیشی .......... Tataloo Ft Tohi
    راست میگن .......... Tohi Ft Shervin
    خانوم خشکله .......... Afshin Ft Tohi
    گیر میدادی .......... Afshin & Amir Ali Ft Tataloo & Tohi
    میشنوم میگی .......... Tataloo Ft Tohi & P.O.M
    زنجیر .......... Tohi Ft Tataloo
    غیر مستقیم .......... Tataloo Ft Tohi & Rezaya & 2afm & Tomeh
    آقا جون (رمیکس) .......... Tohi Ft Ammin
    اینترو .......... Tataloo Ft Tohi
    برو از پیش من 2 .......... Tataloo Ft Tohi & Sharpin & 2afm & Rezaya & Tomeh
    من و اون .......... Tataloo Ft Tohi
    بغض.......... Tohi
    الو منم .......... Tohi Ft Tataloo & Kayot
    آقا جون .......... Tohi Ft Ammin
    دستمال جیبی .......... Tohi Ft Motlagh & Darvish
    بشین کنارم .......... Tohi Ft Tataloo & Shahkar
    گربه نره .......... Tohi Ft Tataloo & Tomeh
    1001 شب .......... Tataloo Ft Eblis & Tohi & & Enzo
    باغ وحش .......... Tataloo Ft Pishro & Felakat & Tohi & Tomeh
    نرو .......... Roozbeh Ft Eblis & Tohi
    برو از پیش من .......... Roozbeh Ft Tataloo & Pishro & Tohi
    بشقاب .......... Tighe Ft Tataloo & Tohi
    پانتومیم .......... Tohi Ft Asir & Emperator
    بگو سلام .......... Pishro Ft Tohi
    رقص اندام 2 .......... Tohi Ft Eblis
    رقص اندام 1 .......... Tohi Ft Pishro
    ایران .......... Eblis Ft 2afm & Tohi
    Eblis Ft Yar2 & Tohi ..........دافینگ
    3 نقطه .......... Tohi Ft Atom & 2afm
    تشکر سرخ پوستی
    فاگور (تبلیغاتی)
    کل بسه
    Tohi Ft Ashkan Doggy .......... Rename
    جنگ .......... Eblis Ft Tohi & 2afm
    فساد .......... Eblis Ft Toh



  • نظرات() 
  • بیوگرافی هادی ساعی

     

    بیوگرافی هادی ساعی

    هادی ساعی در خردادماه ۱۳۵۵ در شهر ری متولد شد.  هادی از ۱۰ سالگی ورزش را شروع کرد.و با استعداد، پشتکار و عزمی راسخ خود از رده سنی نوجوانان تاکنون به طور مستمر در تیم ملی تکواندو ایران حضور داشته‌است. ساعی اولین کسی بود که در ورزشی غیر از کشتی و وزنه برداری برای ما مدال کسب کرد. هادی ساعی در مدت ۱۲ سال پوشیدن پیراهن تیم ملی بزرگسالان، به جز مدال های کشوری وآسیایی ۸ بار بر سکوهای اول جهان قرار گرفت و با مدال طلایی که به نام خودش و تیم ملی زد، پرچم سه رنگ ایران را در دنیا به اهتزاز در آورد. اما این شروع یک راه جدید برای ملی پوش با اخلاق تکواندو ایران بود.المپیک مقصد بعدی ساعی بود. او در اولین میدان المپیکی اش در سیدنی برنز گرفت تا با تجربه ای بیشتر به فکر نتیجه ای بهتر در المپیک بعدی باشد. اما آتن اوج افتخارات کاپیتان تیم ملی بود. ساعی توانست در یونان مدال طلای المپیک را در وزن ۵۵ کیلوگرم به نام خودش و ایران بزند. و اکنون جهان پهلوان  هادی ساعی کاپیتان با تجربه ایران در وزن سوم دومین طلای المپیکی خود  را در پکن کسب کرد.
     
    افتخارات هادی ساعی

    بازی‌های المپیک:  برنز سیدنی ۲۰۰۰   طلا آتن  ۲۰۰۴    طلا پکن ۲۰۰۸   

    مسابقات جهانی:  طلا ادمونتون ۱۹۹۹-طلا مادرید ۲۰۰۵- نقره گارمیش-پارتن چن ۲۰۰۳ - برنز پکن ۲۰۰۷

    بازی‌های آسیایی: طلا بوسان ۲۰۰۲-برنز دوحه ۲۰۰۶ 
     مسابقات آسیایی:طلا بانگکوک ۲۰۰۶ -نقره امان ۲۰۰۲
     



  • نظرات() 
  • بیوگرافی کریستین رونالدو

    بیوگرافی کامل همراه با مصاحبه از کریستیانو رونالدو

    بیوگرافی کریستین رونالدو

    نام کامل

     

    : کریستیانو رونالدو داس سنتوز آویرو نام مستعار: کریس ، رون ،رونا، سلطان تکنیک قد: 184سانتی متر وزن:78 کیلو گرم رنگ مورد علاقه:سفید هنر پیشه مورد علاقه: آنجلینا جولی و جان کلود وندام فوتبالیست مورد علاقه: مارادونا ، کلایورت ، فیگو ، هانری و رونالدو رو دوست داره پر کردن وقت فراقت:سینما رفتن موسیقی گوش دادن کتاب خواندن و قدم زدن سایت رسمی:http://www.cristian o-ronaldo. org از قرار کریستیانو رونالدو کم سن و سال در 5 فوریه سال 1985 یا همون 16 بهمن سال 1364 در خانواده ای فقیر در مدریا یکی از جزایر کشور پرتغال در نزدیکی شهر لیسبون به دنیا آمد

    .

    اینم خبری از خودش و نامزدش

     

     

    روابط کریستیانو رونالدو و مرکه رومرو به پایان رسید

     

    . شبکه TV Mais اعلام کرد که روابط این دو در تاریخ 29 آگوست به پایان رسیده و مرکه رومرو درحال غصه خوردن بوده است. اما ادگار آرایشگر اختصاصی مرکه رومرو اعلام کرده که آنها هنوز با هم هستند. : «پایان عشق آنها یک دروغ بزرگ است . این موضوع به شدت خنده دار است. آنها این مطالب را از خودشان در می آورند . در چند روز گذشته رومرو نزدیک مادرش بوده است. واو فاصله کمی با مادرش داشت چون او بیمار بود. اما با رونالدو همه چیز بسیار خوب استاین مطلب هنوز به نقل دوستان رونالدو تایید نشده است. فاصله ی این دو فقط یک عامل پایان دوستی می تواند باشد. همان منبع خبری اعلام کرد: این یک سیه رویی برای این دو چهره است. هرچند یکی از دوستان رونالدو ضمانت کرد که کریستانو واکنش خوبی نسبت به این خبر داده است و تک و توک با مرکه ارتباط دارد .مرکه رمرو به سختی کار میکند تا به مشکلش با رونالدو فکر نکند. رومرو گفت: من شاد هستم وقتی کار می کنم

    .

    مصاحبه مجله ی

     

    24horas با مرکه رومرو در مورد پایان دوستی او با رونالدو

    .

    این مجری برای دفعه اول هیچ توضیحی در مورد این موضوع نداد

     

    . در یکی از مراسم مد لباس یا همان فاشن در ویزلا پورتو مرکه دوباره با دوستش والتر کاروالهو ملاقات کرد. به گفته چند مجله این مرد یکی از دلایل شکسته شدن دوستی رونالدو با مرکه است. اما این تنها دلیل نیست. در همان مراسم فاشن مرکه ثریا چاوز را هم ملاقات کرد که مجله های پرتغالی گفته بودند رونالدو به ثریا sms داده و او را دعوت به خود کرده است. بر گردیم به مصاحبه مجله با مرکه. مرکه بود در کنار ادگار و مرکه از مردم گلایه می کرد که چه تفسیراتی در مورد زندگی شخصی او شده است. این زندگی من است و می خواهم من ار تنها بگذارند. من نمی خواهم کسی مزاحم زندگیم شود

    .

    به نقل از چند منبع روابط این دو در

     

    29 آگوست به پایان رسیده و اینهایی که قبلا گفته میشد شایعه بود. به هر حال شبکه TV Mais یک انگیزه ای برای نشر این خبر داشته است. در حقیقت دوست شدن با خانواده آویرو (همان خانواده رونالدو) عاقبت خوشی نداشت. مادر رونالدو می خواست دیگر این دو تا با هم نباشند چون می دانست به فوتبال او ضرر می رسد و وارد حاشیه ها می شود. خواهر بزرگ رونالدو اظهار کره بود که اعتقادی به روابط آنها ندارد و مرکه زنی نیست که بتواند مدتهای زیادی با رونالدو باشد. یکی دیگر از این دلیل ها می تواند ترس رونالدو از بحث و جدل مداوم با مرکه می تواند باشد. یکی دیگر از عوامل دوستی رومرو با والتر کاروالهو می تواند باشد

    .

    نوریا برمودز دوست اسپانیایی رونالدو در پرتغال بود در همان هتلی که رونالدو بود در همان لحظه مرکه رومرو و رونالدو از هم جدا شدند

     

    match با کریستیانو رونالدو

    ..

    مصاحبه

    وقتی کودک بودی الگویت چه کسی بود؟

    از بازی رونالدو لذت می بردم

     

    . چون سبک بازی او را دوست دارم. اما فکر می کنم سبک بازی ام از خودم ابداع شده است. عادت داشتم در ک.چه و خیابان با همسن و سالهای خودم بازی کنم و همیشه این سبک بازی را دوست دارم.

    آیا دوست داشتی به یک فوق ستاره تبدیل شوی ؟

    از وقتی که یادم می آید دوست داشتم فوتبال بازی کتم

     

    . اما بارها پیش می آمد که مادرم مرا به خانه فرا می خواند اما من به سرعت از خانه به سمت ادامه بازی می کردم! این همیشه رویای من بود و خدا را شاکرم که اکنون یک فوتبالیست حرفه ای هستم.

    وقتی در پرتغال بودی بازیهای منچستر یونایتد را پیگیری می کردی؟

    بله

     

    . در مادیرا که محل خانه مان بود بازیهای منچستر و دیگر تیم های لیگ برتر را تماشا می کردم. در آن زمان اندی کول و دوایت یورک دو مهاجم گلزن منچستر یونایتد بودند که من از قدرت گلزنی آنها خوشم می آمد.

    تو اکنون مورد توجه همگان هستی

     

    . فکر می کنی در این فصل هم پیشرفت قابل توجهی داشته ای؟

    بله ، در دوران حضورم در منچستر به عنوان یک بازیکن پیشرفت زیادی کردهام

     

    . با تعدادی از بهترین بازیکنان جهان همبازی شده ام و از آنها چیزهای زیادی یاد گرفته ام. در این فصل فرم خوبی داشته ام و دوست دارم این آمادگی را تا جایی که بتوانم حفظ کنم.

    آیا بهترین بازیکن کناری جهان هستی؟

    سعی می کنم بهترین باشم، اما خودم که نباید بگویم

     

    ! اگر بخواهیم با شما صادق باشم، باید بگویم خودم را با سایر بالهای جهان مقایسه نمی کنم. می خواهم همیشه پیشرفت کنم و صد درصد تلاشم را ارائه کنم. دوست دارم این کار را تا پایان دوران فوتبالم انجام دهم.

    با تکنیک ترین بازیکن دنیا چه کسی است؟

    بازیکنان زیادی هستند که با استعداند و زیبا بازی می کنند، اما بازیکنان سبکهای متفاوتی دارند

     

    ! بعضی دیگر به جای آن پاسهای دقیقی میدهند. بازیکنان مختلف تکنیک متفاوتی دارند، پس انتخاب فقط یک بازیکن کار دشواری است.

    تو یا وین رونی، کدام با تکنیک تر هستید؟

    فکر می کنم بازیکنان متفاوتی هستیم

     

    . هیچ شکی در این نیست که وین رونی بازیکن بزرگ و با استعدادی است.او تکنیک انفرادی خودش را دارد، من هم مال خودم را. ما سعی می کنیم خودمان باشیم.

    حقه ها و دریبل هایت را خودت طراحی می کنی یا از دیگران الگو می گیری، مثلا رونالدینیو؟

    نه

     

    .دریبل هایم به وسیله خودم طراحی می شود نه دیگران . این حرکت ها حاصل سالها تلاش من در جلسات تمرینی اس که حالا در زمین می بینید.سعی میکنم روی آنها کار کنم و در زمین به طور طبیعی و ذاتی آنها را اجرا کنم.اما بعضی از بازیکن ها می بینند که بازیکن دیگری حرکتی خوبی انجام می دهد و سعی می کنند از او تقلید کنند، اما این روش من نیست. من تلاش میکنم خودم را پیدا کنم نه این که تقلید کنم.

    دریبل هایت را از کی شروع کردی؟

    دریبل هایم از زمانی آغاز شد که خیلی کم سن و سال بودم این حرکت ها در طول سال ها تکمیل شده اند

     

    . سال به سال پیشرفت می کنم. فقط می خواهم بهتر و بهتر شوم و تکنیک های بیشتری یاد بگیرم.

    می دانی بهترین زمان بری دریبل زدن در طول بازی چه موقعی است؟

    در طول بازی بعضی از مواقع سخت است که از این حیله ها استفاده کنید، ولی وقتی تیم جلو است کارها آسان تر پیش می رود

     

    . در آن زمان آرام تر هستیم و این حیله ها بیشتر به کار می آید. بعضی از مواقع هم کارها خوب پیش نمی رود.

    آیا تو در تمرین روی این حرکت ها تمرین می کنی؟

    بعد از تمرین من کمی دورتر می ایستم و روی دریبل ها و خیلی چیزهای دیگر کار میکنم تا بتوانم آن را در بازی به کار بگیرم

     

    ..

    وقتی منچستر قصد خرید تو را داشت چه احساسی داشتی؟

    احساس خاصی داشتم، چون علاقه تیمی مثل منچستر یونایتد به من یکی از لحظات فوق العاده در تمام عمرم به شمار می رود، باشگاهی که یکی از بهترین تیمی جهان است هیچ وقت آن لحظه را فراموش نمی کنم

     

    .

    یونایتد برای جذب تو

     

    12 میلیون پوند پرداخت کرد آیا این مبلغ زیاد برای خرید تو اشتباه است؟

    نه

     

    . من فکر می کنم منچستر مرا برای ترمیم تیمش آورد تادر اینجا پیشرفت کنم البته نه اینکه پول برایم مهم نباشد ام مهمتر از آن تیم است.

    تو صاحب پیراهن شماره

     

    7 هستی دقیق مثل دیوید بکام زمانی که اینجا بود...

    اگر به گذشته نگاه کنید، همه بازیکنانی که این پیراهن را می پوشیدند یک پدیده بودند

     

    ! این یک مسئولیت بزرگ است و باید کارم را به خوبی انجام دهم تا در آینده به یاد آورده شوم.

    از ماندن در منچستر چه احساسی داری؟

    احساس خوبی دارم پیش از اینکه به منچستر بازگردم

     

    . می خواستم این تیم را ترک کنم اما مسئولان باشگاه به حمایت هایشان من را از تصمیم خود منصرف کردند و سبب شد تا شرایط خود را به دقت مورد بررسی قرار دهم و بدین ترتیب تصمیم به ماندن گرفتم و فکر می کنم این بهترین تصمیم زندگیم بود.

    امیدوارم موفقیت های ما به همین ترتیب ادامه داشته باشد و این فصل ، فصل خوبی برای ما باشد

     

    .

    تا کی در یونایتد می مانی؟

    دقیقا نمی دانم شاید

     

    1 سال شاید 2 ،3 ،4 یا ده سال و شاید هم تا پایان دوران فوتبالم اما تنها چیزی که از آن مطمئنم این است که منچستر باشگاه ایده آل من است . میخواهم نام من در این باشگاه جاودانه بماند و روزی شاهد ورود هم تیمی های ملی خود در این باشگاه باشم.

    آیا از رایان گیگز چیزهایی یاد می گیری؟

    بازی کردن کنار گیگز عالی است

     

    . او بازیکن بزرگی است و یک انسان بزرگ.او از وقتی که به اینجا آمدم به من کمک زیادی کرده است. سابقه او در منچستر یونایتد درخشان است و کسی است که می شود از او چیزهای زیادی آموخت. همیشه سعی می کنم از بهترین ها چیزهای زیادی یاد بگیرم و رایان گیگز به این جمع تعلق دارد.

    بهترین دفاعی که مقابل او قرار گرفته ای چه کسی است؟

    در انگلیس مدافعان بسیار خوبی حضور دارند و این انتخاب دشواری است

     

    . من در برابر اشلی کول در آرسنال بازی کرده ام به نظر من او بازیکن بسیار خوبی است.

    تماشاگران در اولدترافورد راجع به تو چه می گویند؟

    اولدترافورد واقعاً لذّت بخش است و همیشه هم این طور بوده است

     

    . به نظر من بهترین ورزشگاه این کشور است و یکی از معدود ورزشگاههایی که میشه پر می شود. بازیکنان یونایتد در اولدترافورد احساس خوبی دارند چون جو آنجا باعث می شود بهتر بازی کنید.

    و تو از تماشاگران رقیب القاب زیادی می گیری

     

    !

    این کاملا عادی است

     

    . منچستر یونایتد یکی از بهترین و مشهور ترین تیم های جهان است و این طبیعی است وقتی به خانه حریفان می روید، تماشاگران سعی کنند شما را با مشکل مواجه کنند تا بد بازی کنید. اما ما با چنین شرایطی آشنا هستیم و با تجربه ای که اندوخته ایم ، نمی گذاریم در کارشان موفق شوند.

    دیگران درباره کریستیانو چه می گویند؟

    ***

     

    اوزه بیو اسطوره فوتبال پرتغال از کریستانو رونالدو به خاطر عملکرد های فوق العاده تمجید کرد.

    او در مصاحبه ای گفت

     

    : « در مورد رونالدو اولین چیزی که جلب توجه می کند، سرعت و قدرت فوق العاده این بازیکن جوان بوده که به عقیده من کفشهای او دارای یک قدرت جادویی است. او دارای تکنیک بسیار عالی در بازی هاست و مهم تر از همه اینکه اعتماد به نفس بالایی دارد و به این باور رسیده که قادر به انجام هر کاری با توپ بوده و شاید هم همین ویژگی از او یک فوتبالیست منحصر به فرد ساخته است

    ***

     

     

    کارلوس کوئیروز دستیار سر آلکس فرگوسن در منچستر گفت کریستیانو رونالدو می تواند بهترین بازیکن دنیا شود. او باید مقابل تیمی از کشورش قرار بگیرد و آخرین بازی او در آن جا با فاجعه همراه بود و حالا کوئیروز می گویدوقتی با بازیکنان جوان کار می کنید، کارتان این است که به آنه بگویید یا مجبور شان کنید بعضی از کارهای خاص را انجام دهند. مساله این است که باید وادار شان کنید به زندگی، اصول و ارزش ها فکر کنند، به آنها بیاموزید به خودشان فکر کنند و جواب درستی برای تمام این پرسش ها بیابند. می خواهید تعادلی بین نحوه بازی ، حرف هایی که می زنند ، دوستانی که دارند ، هر چیزی درباره ی بازی ، بیرون یا درون زمین ، به وجود بیاورند. در قبال کریستیانو همیشه تلاش کرده ام تا شور و انگیزه ویژه ای در او ایجاد کنم تا نه در میان بهترین های دنیا باشد، بلکه بهترین بازیکن دنیا شود. او می تواند این کار را انجام دهد، و من تردیدی ندارم. »

    او در پایان افزود

     

    او بازیکن با انگیزه و با استعدادی است وجود جوانی او بازی های بسیار خوبی برای منچستر و پرتغال انجام می دهد و امید زیادی به درخشش او در لیگ برتر و لیگ قهرمانان دارم و بدون شک با گلزنی های او می توانیم افتخارات خوبی به دست آوریم



  • نظرات() 
  • بیوگرافی رضا صادقی


    رضا صادقی ، 25 مرداد 1358 در شهر بندرعباس چشم به جهان گشود و اصالتش از شهریست زیبا به نام میناب (آنامیس). نظر به اینکه در خانواده مذهبی و مقید چشم به دنیا گشوده بود ، ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز کرد ، علاقه مندی او به مسائل هنری باعث شد تا در زمینه موسیقی فعالیتش را آغاز کند.

     

    سال 1368 ابتدای راه و به نوعی اولین جرقه فکری او بود با توجه به اینکه در آن سالها منطقه بندرعباس امکانات بسیار محدودی برای فراگیری داشت ، او با مطالعه کتابهای متفاوت در این زمینه ساختار فکری خود را در مورد این هنر بسیار رویایی و لطیف استحکام بخشید.علاقه مندی او به موسیقی مدرن باعث شد تا از نگاه موزیسین های بزرگ برای بعد کاری خود استفاده کند در سال 1371 اولین آهنگ خود را به نام راز عشق ساخت. شاید در آن سالها کارهای او مورد قبول واقع نمی شد زیرا تفکرات به سوئی دیگر سوق گرفته بود.در سال 1372 اولین کار را در قالب کاست ارایه کرد که به نام همان رازعشق بود اما از حق نگذریم هیچ نوع بار هنری نمی شد در آن پیدا کرد اما حرکتی تازه بود.در سال 1373 با کمی دقت دومین کار خود را به نام بال پرواز ارایه کرد که کاستش نظر عموم را نسبت به کارهای او جلب کرد و او با شوق بیشتری به کسب تجربه و اطلاعات گام به جلو برداشت.بنا به دلایلی در سال 1374 به طور موقت دست از کارهای هنری برداشت و شاید همان مدت برای او مدت زمان پر باری بود و اواخر سال 1374 بود که با ارائه کاستی تحت نام کلاغ غارغاری شروع دوباره اما تا حدودی قوی تر از قبل را تجربه کرد. علاقه زیاد او به هنرمندانی چون استاد چشم آذر و بیات باعث شد تا به کارهای ایشان و بزرگانی دیگر توجه خاص داشته باشد.و کارهای او تحت شعاع آنها قرار گرفت البته او در زمینه شعر و ادبیات فعالیت دارد و ارادت او به شاعرانی چون اخوان ثالث ، حافظ ، مولانا ، سهراب سپهری ، شاملو و ماگوت بیگل باعث شد ذهنیت فکری آنها را در راه خود نورپردازی کند.البته لازم به ذکر است که نود و پنج درصد کارهای او با کلامهای خود اوست.

    در سال 1375 کاست گل لاله را ارائه داد که به نوعی با کارهای قبلی او تفاوت داشت.او سیر نسبتا صعودی را دنبال کرد به طوری که در سال 1376 بندرقدیم ، 1377 مستانه و دیوانه در سال 1378 رویای شیرین و ده ثانیه را با هم در یک سال ارائه داد.سال 1379 سال آرامش و کسب تجربه بود. یک حادثه زیبا در رویاهای او لحظه ها را برایش سرشار کرده بود تا اینکه در سال 1380 کاست « عاشقم من » را که با گیتار اجرا شد را به بازار ارائه داد که مورد استقبال خاصی قرار گرفت البته این کاست قبل از اینکه ویرایش شود به بازار رفت که در مورد آن جای بحثی طولانی است.آن حادثه زیبا و رویایی نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و دیدن زشتیها را با نگاه دیگر. او مدت 8 سال پیراهین مشکی به تن داشت و همه مردم او را مشکی پوش می شناختند تا اینکه در سال 1381 کاست حکایت مشکی پوش را به مردمی تقدیم کرد که سالها او را با مهرشان به اوج سوق می دادند.حکایت مشکی پوش ، آغازی است برای حرکتی ار نوع مشکی پوش برای دنیای زیبا که مشکی هم در آن زیبایی جای خاصی دارد.رضا صادقی با همسفری آهنین به سوی دنیای سبز فردا به پیش می رود.



  • نظرات() 
  • بیوگرافی رونالدینهو

    اطلاعات کلی:

     

    نام:رونالدو آسیس ده موریه را(رونالدینهو)

    القاب:ال ماسترو،گوچو،دنیو،رونی،وان ماگو

    ملیت:برزیلی

    تاریخ تولد:21 مارس 1980

    محل تولد:پورتو آلگرا

    قد:181 سانتی متر

    وزن:78 کیلو

     

    باشگاه های پیشین:گرمیو برزیل تا 2001،پاری سن ژرمن فرانسه تا 2003

    افتخارات ملی:قهرمانی جهان با برزیل در سال 2002؛قهرمانی در جام کنفدراسیون ها در

    سال 2005؛آقای گلی جام کنفدراسیون های سال 2001؛ قهرمانی و آقای گلی در سال 1997 در تیم زیر 17 ساله های برزیل

    افتخارات باشگاهی:2 بار قهرمانی با بارسا در لالیگا و سوپر جام اسپانیا؛ قهرمانی در جام باشگاههای اروپا با بارسا و در سال 2006

    دیگر افتخارات:بهترین بازیکن جهان به سال های 2004 و 2005؛بهترین بازیکن اروپا به سال 2005

    ========================

    قسمت اول:والدین رونالدینهو وقتی بخاطر یافتن کار به پورتو آلگرا مهاجرت کردند رونالدینهو به دنیا آمد.پدرش یک جوشکار بود ولی بعد ها خدمتکار ورزگاه گرمیو شد و همین سبب شد تا این خانواده مشهور شوند و برادر رونالدینهو زیر نظر تیم های ایتالیایی قرار گیرد اما با وجود علاقه ی برادر رونی باشگاه برزیلی از این انتقال ممانعت کرد.بعد ها باشگاه برای دلجویی استخر خانه ی رونالدینهو رو کرایه کردند و به آنها پول خوبی دادند،همان استخری که بعد ها رونالدینهو رو به یک یتیم تبدیل کرد.پدرش در این استخر غرق شد.رونالدینهو که شاهد صحنه ی غرق پدر بوده،هر بار پس از گلزنی نگاهی به آسمان می کند و به پدر درود می فرستد.رونالدینهو که جای خالی پدر رو بیناست می گوید:«بزرگ ترین حسرت من اینه که چرا پدر من زنده نیست تا شاهد این موفقیت هایم باشه.»حال به طور حتم پدر از پسرش راضی است چون وی سلطان فوتبال است.رونالدینهو با لبخندش روی فوتبال جهان سایه انداخته.رونی در این مورد میگه:«از لحاظ ظاهری دنبال شادی هستم ولی از لحاظ باطنی به دنبال شادی هستم که از کودکی بدنبال آن بوده ام.»عشق و علاقه ی رونی به فوتبال،از فوتبال ساحلی و فوتسال آغاز شد و بعد ها رونی تصمیم گرفت که به فوتبال مدرن رو بیاورد و همین سبب شد تا خلاقیت هایش رو از همون دوران نوجوانی نشون بده.وی در یه بازی محلی تونست با تیمش 23بر صفر برنده ی بازی بشه.وی آن موقع 13 سال داشت و جالبه بدونید که هر 23 گل اون بازی رو خود رونالدینهو زد.این علاقه سبب می شد که وی گاهی فوتبال بازی کردن رو به مدرسه رفتن ترجیح بده.همین علاقه سبب شد تا در تیم ملی فوتبال زیر 17 ساله های برزیل در سال 1997 حضور یابد.این جام جهانی زیر 17 ساله ها در کشور مصر برگزار شد و آن دوران بسیار عالی برای رونی سپری شد.رونالدینهو با دو گل خود از نقطه ی پنالتی هم آقای گل آن رقابت ها و هم قهرمان آن مسابقات شد.

    سلطان فوتبال در دوران کودکی با سگ خود در خانه فوتبال بازی می کرد و دائم از مادرش بخاطر شکستن اسباب و اثاثیه ی خانه کتک می خورد.اما دیری نگذشت که این پسر به مقامی بلند بالا رسید.علاقه اش به فوتبال خیابانی و تکنیک های فوتبالی سبب شد تا وی به تیم گرمیو راه یابد.این برای این بازیکن یک افتخار بود و این باعث شد تا پیشرفت فوق العاده ای در فوتبالش ایجاد شود یا به گونه ای تحولی در زندگی فوتبالی اش ایجاد شود.

    بهترین بازیکن اروپا در سال 2005؛و بهترین بازیکن جهان در سال 2004 و 2005،چنان بازیکنی بود تا این که مارادونا وی رو جانشین خود یاد کرد.کارکا رونی رو بهترین مرجع کامل از یه فوتبالیست اعلام کرد.این شگفت سبب شد تا روماریو وی رو اسطوره ی دوم برزیل بعد از پله نام نهد.

    ============================

    قسمت دوم:در سال 1998 اولین بازی حرفه ای رونالدینهو در گرمیو انجام شد و مورد توجه مربیان و بزرگسالان برزیل قرار گرفت.در سال 1999 اولین بازی ملی خود رو برابر لتونی انجام داد و در کوپا امریکا اولین گل ملی خود رو در برابر پاراگوئهبه ثمر رساند و در نهایت با برزیل قهرمان کوپا امریکا شد.در جام کنفدراسیون ها در سال 2001 با 6 گل آقای گل این رقابت ها شد.هرچند فرانسه قهرمان آن جام شد.طولی نکشید که دو تیم میلانی و دو تیم محبوب اسپانیایی یعنی رئال و بارسا خواهان او شدند اما مسئولان گرمیو نمی خواستند او رو از دست بدهند که ناگهان در همان سال رونالدینهو به پاری سن ژرمن پیوست.اما با مشکلات ایجاد شده بین گرمیو و این تیم فرانسوی در مورد انتقال این بازیکن به پاریس؛فیفا رای اعلام کرد که رونالدینهو تا رفع شدن این مشکلات باید نیمکت نشین باشد.

    در اولین فصل حضور در این تیم 4 گل زد و تیمش نیز در لیگ فرانسه چهارم شد.در سال 2002 به افتخاری بزرگ رسید و با برزیل قهرمان جام جهانی 2002 شد.همان جامی که هنوز گل رونی در مقابل انگلیس و دیوید سیمن بعنوان یکی از برترین گل ها شناخته می شود.در همین سال تیم های بزرگی خواهان این ستاره شدند ولی پاری سن ژرمن سعی در نگه داشتن وی را داشت.یک فصل همین گونه گذشت و پاری سن ژرمن در لوشامپیونا یازدهم شد و رونالدینهو مجبور به ترک فرانسه شد.مبلغ وی برای پاری سن ژرمن مود نیاز بود و رونی می بایست از میان منچستر یونایتد و رئال و بارسا یک تیم رو انتخاب می کرد و رونی هم عشق خود رو به بارسا نمایان کرد و با این که رئال 5/8 و منچستر یونایتد5/3 میلیون پوند بیشتر از بارسا به او پیشنهاد داده بودند؛ با در آمد هفتگی 57000 پوند(تا سقف 10000۰)به بارسا پیوست.در نیم فصل حضور در بارسا به مقامی جز 12 نرسید ولی بارسا ناگهان در نیم فصل دوم متحول شد و به مقام نایب قهرمانی رسید.

    بد اخلاقی رونی در ابتدای حضور در اروپا:

    می دانید که رونی در دو سالی رو که در پاری سن ژرمن به سر برد روزگار خوشی رو نداشت و مدام با لوئیس فرناندز درگیری داشت و در یکی از بازی های جام یوفا حاضر نشد از زمین بیرون بیاید و تعویض شود.وی همچنین سر وقت در تمرینات این تیم حاضر نمی شد و به فوتبال ساحلی می پرداخت.لوئیس فرناندز سرمربی پیشین پاری سن ژرمن در مورد اخلاق رونی می گوید:«زندگی رونی مطابق با استانداردهای یه ورزشکار جهانی نیست.وی زمانی رو که در پاری سن ژرمن بود هرکاری که دوست داشت می کرد و او سبب شد تا ما یازدهم بشیم.»البته رونالدینهو هم در این تیم فرانسوی در پست ایده آلش بازی نمی کرد و بیشتر در نوک خط حمله و هافبک کناری به کار می رفت.خود رونی در مورد این وضعیت می گوید:«من دوست دارم توپ هر لحظه با پاهام تماس داشته باشه و به عنوان بازیگردان تیم کار کنم



  • نظرات() 
  • بیوگرافی شادمهر عقیلی

    هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشیدی در شهر تهران ( خیابان هاشمی ) متولد

    شد . خودش دوران بچگیش را اینگونه توصیف می کند : " از بچگی به آلات موسیقی

    علاقه داشتم و به سمت آنها می رفتم . در کودکی با پیانو آشنا شدم و هشت ساله

    بودم که ویلن می زدم . ویلن را به عنوان ساز اصلی ام انتخاب کردم چون نواختن آن

    واقعآ کار دشوار و سختی است . "

    شادمهر پس از اتمام تحصیلات موسیقیایی خود در هنرستان ملی و پس از آن چندین

    سال کار نوازندگی برای خوانندگان دیگر تصمیم گرفت تا شانس خود را برای خواننده

    شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضای کار برای موسیقی پاپ

    این فرصت محیا شد تا شادمهر و چند خواننده دیگر به واحد موسیقی صدا و سیما

    رفته و تست خوانندگی بدهند .

    اولین کار شادمهر با صدای خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلویزیون

    پخش شد . کارهای دیگر شادمهر که در ایران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد

    شکن بودند .

    و بالاخره شادمهر پس از بی مهری های فراوان از سوی وزارت ارشاد و شورای

    موسیقی و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنین ممنوع الصدا و تصویر

    شدن علی رقم میل باطنی اش تصمیم به ترک وطن گرفت تا ادامه ی زندگی

    موسیقیایی خود را در آنسوی آبها تجربه کند .

    به همین منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ی فعالیت

    های هنری خود را دنبال کند . ما حصل چهار سال اقامت در کانادا سه آلبوم خیالی

    نیست , آدم فروش , پاپ کرن است که با استقبال بی نظیر ایرانیان در داخل ایران و

    سراسر جهان مواجه شد .

    هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقیت های چشم گیری نایل امده و برای

    بیشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازی - تنظیم و نوازندگی می کند

    و کنسرت هایی در شهرهای مختلف جهان با هنرنمایی او برگزار می شود . همچنین

    شادمهر هیچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش "دوری و

    دوستی" را در پیش گرفته که تا به حال هم باعث پیشرفت رو به جلو برای وی بوده

    است .

    با آرزوی موفقیت روزافزون برای شادمهر عقیلی ستاره ی موسیقی پاپ ایران.

    ...بدرود.



  • نظرات() 
  • بیوگرافی ارنولد

    آرنولد شوارزنگر
    زمینه فعالیت بدنساز، بازیگر، سیاستمدار نویسنده تهیه کننده و کارگردان
    تولد ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۷
    اتریش
    گفتاورد
    آرنولد


    آرنولد آلویس شوارزنگر (زاده ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۷) بدن ساز آمریکایی-اتریشی،......

     

    بفیه در ادامه مطلب ...


    آرنولد شوارزنگر
    زمینه فعالیت بدنساز، بازیگر، سیاستمدار نویسنده تهیه کننده و کارگردان
    تولد ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۷
    اتریش
    گفتاورد
    آرنولد


    آرنولد آلویس شوارزنگر (زاده ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۷) بدن ساز آمریکایی-اتریشی،......
     برنده جایزه گوی طلایی بازیگری، و سیاستمدار جمهوری‌خواه آمریکا است و هم اکنون فرماندار ایالت کالیفرنیا می‌باشد.

    او در هفتم اکتبر ۲۰۰۳ فرماندار کالیفرنیا به جای گری دیویس شد و در هفدهم نوامبر ۲۰۰۳ سوگند خورد تا راه گری دیویس را ادامه دهد. در شانزدهم سپتامبر ۲۰۰۵ اعلام کرد که می‌خواهد درسال ۲۰۰۶ دوباره فرماندار کالیفرنیا شود. او در سال ۲۰۰۵ بهترین و محبوبترین سیاستمدار سال انتخاب شد. مردم از او به عنوان فرشته نجات کالیفرنیا نام میبرند که همانند ترمیناتور با مشکلات مبارزه میکند.

    مردم به او القابی چون «درخت زیتون اتریشی»، «نابودگر»، «گاورنِیتور» (واژه مشتق از کلمات انگلیسی «گاورنِر» به معنای فرماندار و «ترمینِیتور» به معنای ویرانگر) داده‌اند، او در جوانی در پرورش اندام شهرت زیادی کسب کرد.



    زندگی‌نامه
    شوارتزنگر در اتریش به دنیا آمد.و مدت زیادی در آلمان زندگی کرد و همواره خود را مدیون موفقیتهایش در آلمان و یک اتریشی/آلمانی آلمانی زبان میداند پدر او گوستاو شوارزنگر افسر پلیس نازی و مادرش آرلیا جادرنی بود.او هم اکنون شوهر ماریا شرایور بانوی اول کالیفرنیا خواهرزاده جان اف کندی میباشد.

    او وقتی بچه بود ورزش‌های زیادی می‌کرد اما بیشتر به ورزش پرورش اندام علاقه داشت اما فوتبال هم بازی می‌کرد.


    جلد دی‌وی‌دی فیلم «وزنه‌برداری»
    او در سال ۱۹۶۵ وارد ارتش اتریش شد و یک سال از عمر خود را (در ۱۸ سالگی) در آنجا گذراند و در آنجا بیشتر ورزش بدنسازی می‌کرد. چندی بعد او اتریش را ترک و به آلمان رفت.

    او در سپتامبر ۱۹۶۸ وارد آمریکا شد در حالی که پول کمی داشت و زبان انگلیسی را در حد ابتدایی بلد بود و در سال ۱۹۸۳ شهروند آمریکا شد. در طول این مدت، در سال ۱۹۷۹، لیسانس خود را گرفت.

    در سال ۱۹۷۷ زندگی نامه او تحت نام آرنولد:تحصیلات یک بدن ساز منتشر شد. شوارتزنگر در سال ۱۹۹۷ در نضر سنجی مجله معتبر ایمپایر عنوان ۲۰ بازیگر تمام ادوار سینما را به خود اختصاص داد. همچنین وی را به عنوان بزرگترین بازیگر اکشن به مدد فیلمهای موفقی جون ترمیناتور دروغهای حقیقی یاد آوری مطلق کوماندو پاک کننده کونان و... میشناسند. نام وی در کتاب رکوردهای گینس به عنوان بزرگ ترین بدن بشریت در تاریخ ثبت شده‌است. آرنولد در سال ۲۰۰۰ یکی از بیست چهره مشهور قرن جدید شناخته شد. او در سال ۲۰۰۳ بعد از تصدی فرمانداری کالیفرنیا به عنوان موفقترین مهاجر تاریخ آمریکا شناخته شد.




    او یکی از پردر آمدترین بازیگران هالیوود و دریافت کننده بیشترین دستمزد در تاریخ هالیوود در سال ۲۰۰۳ برای یک فیلم به نام ترمیناتور۳ به مبلغ ۳۰ میلیون دلارهست.

    آرنولد با وجود نبردن اسکار به دلیل سبک کارش توانسته جوایزمعتبر سینمایی از جمله Golden Glob And MTV Ward را در کارنامه هنری خویش به دست آورد.

    او درسیاست هم به موفقیت رسید و فرمانداری ایالت بزرگ کالیفرنیا با وجود اروپایی بودن به دست آورد.

    فیلم‌شناسی

    آرنولد در فیلم نابودگر
    نابودگر
    نابودگر ۲: روز قضاوت
    نابودگر ۳: انقلاب ماشین‌ها
    پایان روزها
    تخریب موازی
    دروغ‌های حقیقی
    غارتگر
    کونان: ویرانگر
    کونان: بیگانه
    داغ سرخ
    هرکول در نیویورک
    خداحافظی طولانی
    وزنه‌برداری
    کوماندو
    بتمن و رابین
    ششمین روز
    دور دنیا در هشتاد روز
    جونیور
    دروغ‌های واقعی
    جزیره بر تا
    پارتی اخر
    خرین حضور قهرمان
    RawDeal
    Redsonja
    Stay Hangry
    Sintra
    پلیس کودکستان
    the jayne mansfield story



  • نظرات() 
  • بیوگرافی انیشتن

    مقدمه

    این سخن بسیار گفته شده است که برای پی بردن به ساختمان پر کاهی با عمق و دقت، باید جهان را به درستی شناخت؛ امّا آن کس که بتواند با چنین عمق و دقتی به ساختمان پر کاهی پی برد، در هیچ یک از امور جهان نکته تاریکی نخواهد یافت.من شرح حال انیشتن  برای آن کسانی که می خواهند چیزی از جهان پر تناقض قرن بیستم درک کنند  بیان می کنم و اینک شرح حال زندگی او از کودکی تا پایان عمر: آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود متولّد شد. امّا شهر مزبور در زندگی او اهمیتی نداشته است. زیرا یک سال بعد از تولّد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردیدند.

                          

    پدر آلبرت، هرمان انیشتین کارخانه کوچکی برای تولید محصولات الکترو شیمیایی داشت و با کمک برادرش که مدیر فنی کارخانه بود از آن بهره برداری می کرد. گر چه در کار معاملات بصیرت کاملی نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقاید سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم آلمان گرچه با حکومت پروسی ها مخالفت داشت امّا امپراطوری جدید آلمان را ستایش می کرد و صدر اعظم آن «بیسمارک» و ژنرال «مولتکه» و امپراطور پیر یعنی «ویلهم اول» را گرامی می داشت. مادر انیشتین که قبل از ازدواج پائولین کوخ نام داشت، بیش از پدر زندگی را جدی می گرفت و زنی بود اهل هنر و صاحب احساساتی که خاصّ هنرمندان است و بزرگترین عامل خوشی او در زندگی و وسیله تسلای وی از علم روزگار، موسیقی بود.

     

    آلبرت کوچولو به هیچ وجه کودک اعجوبه ای نبود و حتّی مدّت زیادی طول کشید تا سخن گفتن آموخت به طوری که پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص و غیر عادی باشد؛ امّا بالاخره شروع به حرف زدن کرد؛ ولی غالباً ساکت و خاموش بود و هرگز بازیهای عادی را که مابین کودکان انجام می گرفت و موجب سرگرمی کودک و محبّت فی ما بین می شود را دوست نداشت.

     

    آلبرت مرتباً و هر سال از پس سال دیگر طبق تعالیم کاتولیک تحصیل کرد و از آن لذّت فراوان برد و حتّی در مواردی از دروس که به شرعیات و قوانین مذهبی کاتولیک بستگی داشت چنان قوی شد که می توانست در هر مورد که همشاگردانش قادر نبودند به سؤالهای معلّم جواب دهند، او به آنها کمک می کرد.

     

    انیشتین جوان در ده سالگی مدرسه ابتدایی را ترک کرد و در شهر مونیخ به مدرسه متوسطه «لوئیت پول» وارد شد. در مدرسه متوسطه اگر مرتکب خطایی می شدند راه و رسم تنبیه ایشان آن بود که می بایست بعد از اتمام درس، تحت نظر یکی از معلّمان، در کلاس توقیف شوند و با در نظر گرفتن وضع نابهنجار و نفرت انگیز کلاسهای درس، این اضافه ماندن شکنجه ای واقعی محسوب می شد.

     

     

    ذوق هنری

    ذوق هنری انیشتین چنان بود که وقتی پنج ساله بود، روزی  پدرش قطب نمایی جیبی را به وی نشان داد  خاصّیت اسرار آمیز عقربه مغناطیسی در کوک تأثیر عمیقی گذاشت. با وجود آنکه هیچ عامل مرئی در حرکت عقربه تأثیری نداشت، کودک چنین نتیجه گرفت: در فضای خالی باید عاملی وجود داشته باشد که اجسام را جذب کند.

     

    وقتی که انیشتین پانزده ساله بود، حادثه ای اتفاق افتاد که جریان زندگی او را به راه جدیدی منحرف ساخت: هرمان پدر او در کار تجارت خویش با مشکلاتی مواجه شد و در پی آن صلاح را در آن دیدند که کارخانه خود را در مونیخ بفروشند و جای دیگری را برای کسب و کار خود ترتیب دهند. از آن جا که وی خوش بین و علاقمند به کسب لذّتها بود، تصمیم گرفت که به کشوری مهاجرت کند که زندگی در آن با سعادت بیشتری همراه باشد و به این منظور ایتالیا را انتخاب کرد و در شهر میلان مؤسسه مشابهی را ایجاد کرد. هنگامی که وارد شهر میلان شدند آلبرت به پدر خود گفت که قصد دارد تابعیت کشور آلمان را ترک گوید. آقای هرمان به وی تذکر داد که این کار زشت و نابهنجار است.

                                   

     

    دوران دانشجویی

    در این دوران، مشهورترین مؤسسه فنی در اروپا مرکزی به استثنای آلمان، مدرسه دارالفنون سوئیس در شهر زوریخ بوده است. آلبرت در امتحان داوطلبان شرکت کرد ولی به خاطر اینکه در علوم طبیعی اطلاّعات وسیعی نداشت در امتحان پذیرفته نشد. با این حال مدیر دارالفنون زوریخ تحت تأثیر اطلاّعات وسیع او در ریاضیات واقع شد و از او درخواست کرد که دیپلم متوسطه ای را که برای ورود به دارالفنون لازم است در یک مدرسه سوئیسی به دست آورد و او را به مدرسه ممتاز شهر کوچک «آرائو» که با روش جدیدی اداره می شد معرفی کرد. بعد از یک سال اقامت در مدرسه مذبور دیپلم لازم را به دست آورد و در نتیجه بدون امتحان در دارالفنون زوریخ پذیرفته شد. با این که درسهای فیزیک دارالفنون آمیخته با هیچ گونه عمق فکری نبود باز هم حضور در آنها آلبرت را تحریک کرد که کتب جستجو کنندگان بزرگ این را مورد مطالعه قرار دهد. او، آثار استادان کلاسیک فیزیک نظری از قبیل: بولترمان، ماکسول و هوتز را با حرص عجیبی مطالعه کرد. شب و روز اوقات او با مطالعه این کتابها می گذشت و ضمن مطالعه آنها با هنر استادانه ای آشنا شد که چگونه بنیان ریاضی مستحکمی ساخت. او درست در خاتمه قرن 19 تحصیلات خود را پایان داد و با مسأله مهم داشتن شغل مواجه شد. از آنجا که نتوانست مقام تدریسی در مدرسه پولی تکنیک به دست آورد، تنها یک راه باقی ماند و آن این بود که چنین شغل و مقامی را در مدرسه متوسطه ای جستجو کند.   

     

    اکنون سال 1910 شروع شده و آلبرت بیست و یک سال داشت و تبعیت سوئیس را به دست آورده بود. او در این هنگام داوطلب شغل معلّمی خصوصی گردید و پذیرفته شد. انیشتین از کار خود راضی و حتّی خوشبخت بود که می تواند به پرورش جوانان بپردازد امّا به زودی متوجّه شد که معلمّان دیگر نیکی را که او می کارد ضایع و فاسد می کنند و این شغل را ترک کرد. بعد از این دوران تاریک، ناگهان نوری درخشید و بعد از مدّتی در دفتر ثبت اختراعات مشغول به کار شد و به شهر «برن» انتقال یافت. کمی بعد از انتقال به شهر برن انیشتین با میلواماریچ همشاگردی قدیم خود در مدرسه پولی تکنیک ازدواج کرد و حاصل آن دو پسر پی در پی بود که اسم پسر بزرگتر را آلبرت گذاشتند. کار انیشتین در دفتر اختراعات خالی از لطف نبود و حتّی بسیار جالب می نمود وظیفه وی آن بود که اختراعات را که به دفتر مذبور  می آوردند مورد آزمایش  اوّلیه قرار می داد. شاید تمرین در همین کار موجب شده بود که وی با قدرت خارق العاده و بی مانند بتواند همواره نتایج اصلی و اساسی هر فرض و نظریه جدیدی را با سرعت درک و استخراج کند. چون انیشتین به خصوص به قوانین کلی فیزیک علاقه داشت و به حقیقت در صدد بود که با کمک محدودی میدان وسیع تجارت را به وجهی منطقی استنتاج کند.

     

    در اواخر سال 1910 کرسی فیزیک نظری در دانشگاه آلمانی پراگ خالی شد. انتصاب استادان این قبیل دانشگاهها طبق پیشنهاد دانشکده به وسیله امپراتور اتریش انجام می گرفت که معمولاً حقّ انتخاب خویش را به وزیر فرهنگ وا می گذاشت. تصمیم قطعی برای انتخاب داوطلب، قبل از همه، بر عهده فیزیکدانی به نام «آنتون لامپا» بود و او برای انتخاب استاد، دو نفر را مدّ نظر داشت که یکی از آنها «کوستاویائومان» و دیگری «انیشتین» بود. «یائومان» آن را نپذیرفت و پس از کش و قوسهای فراوان انیشتین، این مقام را پذیرفت. او صاحب دو ویژگی بود که موجب گردید وی استاد زبردستی گردد. اوّلین آنها این بود که علاقه فراوانی داشت تا برای عدّه بیشتری از همنوعان خود و به خصوص کسانی که در حول و حوش او می زیسته اند مفید باشد. ویژگی دوّم او ذوق هنریش بود که انیشتین را وا می داشت که نه فقط افکار عمومی خود را به نحوی روشن و منطقی مرتّب سازد بلکه روش تنظیم آنها به نحوی باشد که چه خود او و چه مستمعان از نظر جهان شناسی نیز لذّت می برند.

    هدف انیشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک بر اندازد. تئوری نسبی سال 1905 که در آن انیشتین فقط به حرکت مستقیم خط متشابه پرداخته بود موجب شد که انیشتین با کمک از «اصل تعادل» پدیده های جدیدی را در مبحث نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بوده اند و می توانست صحت نظریه جدید او را از لحاظ تجربی تأیید کرد.

     

                                     

    عزیمت از پراگ

    در مدّتی که انیشتین در پراگ تدریس می کرد، نه فقط نظریه جدید خود را بنا نهاد بلکه با شدّت بیشتری نظریه خود را درباره کوآنتوم نو، که در شهر برن شروع کرده بود، توسعه داد. با همه این تفاصیل، انیشتین به دانشگاه پراگ اطّلاع داد که در خاتمه دوره تابستانی سال 1912 خدمت این دانشگاه را ترک خواهد کرد. عزیمت ناگهانی انیشتین از شهر پراگ موجب  سر و صدای بسیار در این شهر شد. در سر مقاله بزرگترین روزنامه آلمانی شهر پراگ نوشته شد: « نبوغ و شهرت فوق العاده انیشیتن باعث شد که همکارانش او را مورد شکنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترک کرد.»

     انیشتین عازم شهر زوریج گردید و در پایان سال 1912 با سمت استادی مدرسه پولیتکنیک زوریج مشغول به کار ش.د شهرت انیشتین به تدریج تا آنجا رسیده بود که بسیاری از مؤسسات و سازمانهای علمی جهان، علاقه داشتند که وی به عنوان عضو وابسته با مؤسسه ایشان در ارتباط باشدد. سالها بود که مقامات رسمی آلمان کوشش می کردند که شهر برلن نه فقط مرکز قدرت سیاسی و اقتصادی باشد، بلکه در عین حال کانون فعالیت هنری و علمی نیز محسوب گردد. به همین جهت از انیشتین دعوت به عمل آوردند. مدّت کمی بعد از ورود انیشتین به برلن، انیشتین از همسر خویش هیلوا که از جنبه های مختلف با او عدم توافق داشت جدا گردید و زندگی را با تجرد گذراند. هنگامی که به عضویت آکادمی پادشاهی انتخاب شد، سی و چهار سال سن داشت و نسبت به همکاران خود که از او مسن تر بودند بیش از حد جوان می نمود. در عین حال همه، انیشتین را در وهله اوّل مردی مؤدب و دوست داشتنی می دانستند.

     

    فعالیت اصلی انیشتین در برلن این بود که با همکاران خویش و یا دانشجویان رشته فیزیک درباره کارهای علمی، مصاحبه و مذاکره کند و آنها را در تهیه برنامه جستجوی علمی راهنمایی کند. هنوز یک سال از اقامت انیشتین در برلن نگذشته بود که در ماه اوت 1914 جنگ جهانی شروع شد. در مدّت جنگ جهانی اوّل، روزنامه های برلن همه روزه از وقایع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان می نوشتند. در عین حال انیشتین در منزل خود با دختر عمه خویش الزا آشنایی پیدا کرد. الزا زنی مهربان و خونگرم بود و همچنین او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با این حال انیشتین با او ازدواج کرد. جنگ بین المللی و شرایط معرفت النفسی که در نتیجه آن بر دنیای علم سایه افکند، مانع از آن نشد که انیشتین با حرارت فوق العاده به توسعه و تکمیل نظریه ثقل خویش نپردازد. وی با پیمودن راه تفکری که در پراگ و زوریخ پیش گرفته بود توانست در سال 1916 نظریه ای برای ثقل بپردازد و جاذبه عمومی بنا نهد که مستقل از نظریه های گذشته و از نظر منطقی دارای وحدت کامل بود.

     

    اهمیت نظریه جدید به زودی مورد تأیید و توجه دانشمندانی واقع گردید که دارای قدرت خلاق علمی بودند. تأیید تجربی نظریه انیشتین توجه عموم مردم را به شدّت جلب کرده بود. از این پس دیگر انیشتین مردی نبود که فقط مورد توجه دانشمندان باشد و بس. به زودی وی نیز همچون زمامداران مشهور ممالک، بازیگران بزرگ سینما و تئاتر شهرت عام به دست آورد.

     

                                 

    مسافرتهای انیشتین

    تبلیغات مخالف و حملاتی که علیه انیشتین می شد موجب گردید که در تمام ممالک جهان و در همه طبقات اجتماعی توجه عموم مردم به سوی تئوریهای او جلب شود. مفاهیمی که برای توده های مردم هیچ گونه اهمیتی نداشته است و عامه ایشان تقریباً چیزی از آن درک نمی کردند، موضوع مباحث سیاسی گردید. انیشتین در این زمان، سفرهای خود را آغاز کرد. ابتدا به هلند، بعد به کشورهای چک و اسلواکی، اسپانیا، فرانسه، روسیه، اتریش، انگلیس، آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر. اما نکته قابل توجّه این است که وقتی انیشتین و همسر او به بندرگاه نیویورک وارد شدند با استقبال شدید و تظاهرات پر شوری مواجه شدند که به احتمال قوی نظیر آن هرگز هنگام ورود یکی از دانشمندان رخ نداده بود.

    انیشتین به آسیا و به کشورهای چین، ژاپن و فلسطین سفر کرده است و این خاتمه سفرهای او بود. در سال 1924 بعد از مسافرتهای متعدد به اکناف جهان، بار دیگر در برلن مستقر گردید. حملات، همچنان بر او ادامه داشت و نظریات او را به عنوان بیان افکار قوم یهود و به سوی فاشیسم می دانستند. به این دلیل انیشتین به شهر پرنیستون در آمریکا می رود. بعد از چندی همسرش الزا در سال 1936 از دنیا می رود و خواهر انیشتین که در فلورانس بود به شهر پرنیستون نزد برادرش می آید. در همین دوران انیشتین تابیعت کشور آمریکا را می پذیرد. انیشتین در سال 1945 طبق قانون بازنشستگی مقام استادی مؤسسه مطالعات عالی پرنیستون را ترک کرد؛ ولی این تغییر سمت رسمی، تغییری در روش زندگی و کار او به وجود نیاورد وی کماکان در پنیستون به سر می برد و در مؤسسه مذبور تجسّسات خود را ادامه دهد.

     

     

    آخرین سالهای زندگی انیشتین

    این دوران تجسّس در نیمه انزوای شهر پرنیستون به تدریج با اضطراب و اغتشاش آمیخته می شد. هنوز ده سال دیگر از زندگی انیشتین باقی مانده بود؛ لیکن این دوره ده ساله درست مصادف با هنگامی بود که عهد بمب اتمی شروع می گردید و بشریت تمرین و آموزش خویش را در این زمینه آغاز می کرد. بنابراین مسأله واقعی که برای او مطرح شد موضوع چگونگی پیدایش بمب اتمی نبود. با وجود اینکه منظور ما در این جا دادن چشم اندازی مختصر از روابط انیشتین با حوادث بزرگ سیاسی آخرین سالهای زندگی او می باشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسی یاد نکنیم همین چشم انداز هم ناقص خواهد بود. یکی از آنها نامه مشهوری است که وی می بایست برای همکاری، خود را در شوروی بفرشد و دوم شرح وقایعی است که در اوضاع و احوال فیزیکدانان  آمریکایی، خاصه دانشمندان اتمی، در داخل مملکت خودشان تغییر بسیار ایجاد کرد.

                                      

    اکنون می توانیم به صورت شایسته تری همه آنچه را که گهگاه موجب تیره شدن پایان زندگی وی می شد، مشاهده کنیم و سر انجام روز هجدهم آوریل 1955 بزرگترین دانشمند و متفکر قرن بیستم، پیغمبر صلح و حامی و مدافع محنت دیدگان جهان، مردی که احتمالاً همراه با ناپلئون و بتهوون مشهورتر از همه مردان جهان بوده است، در شهر پرنیستون واقع در ممالک متحده آمریکای شمالی از زندگی و تفکر و مبارزه دست کشید و از دار دنیا رفت.

     

     

    در پایان به اظهار نظرهای برخی از مشاهیر درباره انیشتین بعد از وفات وی می پردازیم:

    "پیشرفتی که انیشتین نصیب معرفت ما درباره طبیعت کرد از قدرت مهم جهان امروزی خارج است. فقط نسلهای آینده خواهند توانست مفهوم واقعی آن را درک کند." «دکتر هارولددوز، رئیس دانشگاه پرنیستون در آمریکا»

    "وی دانشمند بزرگ این عصر و به واقع یکی از جویندگان عدالت و راستی بود که هرگز با ناراستی و ظلم مصالحه نکرد."  «جواهر لعل نهرو، نخست وزیر هند»

    "انیشتین مُرد اما علمش نمرد. او تنها تفکر و دانش خویش را برای ما باقی گذارد تا راه گشای بسیاری از مسائل ما باشد."



  • نظرات() 


    • کل صفحات:2  
    • 1
    • 2
    •   

    شهاب سلیمی


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :